پادزهر محدودیت ها،چرا جزء ۲ درصد ابرقهرمانان جامعه نیستید؟


زمان تقریبی مطالعه : 9 دقیقه

من هیچ کاری رو نمیتونم درست انجام بدم ! واسه همین از شروع و تجربه هر چیز جدیدی میترسم ! در حالی که همه دوستانم ازدواج کردند و یا تو رابطه هستن ، من حتی تا حالا نتونستم با یه پسر، دو نفره بیرون برم ! وقتی برای مصاحبه به یه شرکت دعوت می شم ، با اینکه از نظر درسی نفر اول دانشکده بودم ، یه چیزی توی ذهنم همش بهم میگه که هیچی بلد نیستی و گند میزنی  … دیگه واقعا هم گند میزنم … اونقدر هول میشم که اگرم چیزی بلد باشم یادم نمیاد … اَه چقدر محدودیت دارم!

 مامانمم از بچگی بهم میگفت بی عرضه ! یه بار وقتی خیلی کوچیک بودم بعد از کلی اصرار برای اولین بار بهم سپرد که اتاق پذیرایی رو گردگیری کنم، دستم خورد و گلدون قدیمی یادگاری مادربزرگم رو شکوندم . مامانم خیلی دوستش داشت . اونقدر که یهو یک جیغ بلند سرم کشید و بهم گفت”وقتی عرضه نداری یه کاری رو درست انجام بدی اصن لازم نکرده انجامش بدی ، چون مثه الان خراب کاری می کنی! بدش به من! بی عرضه !”

… دیگه از اون به بعد اصلا میترسیدم از مامانم بخوام که به من کاری رو بسپاره …

با اینکه سالها میگذره ، اما هنوز هر وقت که می خوام یه کار جدید رو شروع کنم حس می کنم عرضه ندارم و گند میزنم …انگار صدای جیغ بنفش مامانم تو گوشم میپیچه ک میگه ” وقتی عرضه نداری یه کاری رو درست انجام بدی اصلا لازم نکرده انجامش بدی، چون مثه الان خرابکاری می کنی!”…

من از خودم میترسم … میترسم که گند بزنم …. من هیچ کاری رو نمیتونم درست انجام بدم ، پس اصن چرا باید انجامش بدم ؟…

 

چقدر این حرف ها برایتان آشناست ؟ چقدر برای شما هم پیش می آید که صدای موهومی در سرتان بپیچد و یکهو کوهی از ترس را بر دلتان بیاندازد ؟ صدایی که دم از نتوانستن ، نشدن ، یا نباید هایی بزند که وقتی از بیرون به آنها نگاه کنید ، هیچ دلیل موجهی برایشان وجود ندارد !…

دقیقا چندبار در زندگیتان موقعیت های خوبی را که می توانستید داشته باشید بخاطر همین صدا از دست داده اید؟
چندبار به یک موقعیت کاری که می توانست زندگی شما را از این رو به آن رو کند،پاسخ منفی داده اید؟
چندتا از ایده های ناب و بکر خودتون رو تبدیل به کسب و کار نکردید به دلیل  همین ترس های واهی؟
دست رد به سینه چند رابطه خوب زدید که می توانست یک زندگی عاشاقانه برای شما رقم بزنه؟

در ادامه شما را با این باورهای محدود کننده ذهنی بیشتر آشنا می کنیم.به شما خواهیم گفت چرا ثروتمندترین فرد کشورتان نیستید؟ یا چرا قهرمان المپیک نیستید؟ چرا یکی از بهترین هنرپیشه های صنعت سینما نیستید؟
جواب همه این چراها در محدودیت های ذهنیتان نهفته است.در ادامه به شما آموزش می دهیم چگونه بر این محدودیت ها غلبه کنید و هرآنچه که در زندگیتان می خواهید،باشید.

هیچ وقت به قهرمان رویاهایتان تبدیل نمی شوید اگر که غل و زنجیر محدودیت های ذهنیتان را پاره نکنید.
یک بار جرات به خرج بدید و برای همیشه از شر این محدودیت های کاذب خلاص شوید.سپس به هرآنچه که در زندگی دوست دارید،تبدیل شوید.مسترمایند اسرار ضد محدودیتی که فقط ۲% افراد فوق موفق جامعه می دانند را به شما آموزش خواهد داد.

 

قصه فیل و طناب باورهایش !

میدونید که مربیای سیرک ، چطوری فیل های به اون بزرگی رو به راحتی رام می کنند و یه جا نگهشون میدان ؟

خیلی راحت ! وقتی که فیل هنوز بچه هست ، یه پاش رو با یه طناب معمولی به تنه درخت میبندند، بچه فیل هر چقدر هم که تقلا کنه ، اونقدر زور نداره که بتونه خودشو آزاد کنه ، و کم کم به این تصور عادت می کنه که تنه درخت از اون قدرتمندتره و اون هیچ وقت زورش بهش نمیرسه !

فیل بزرگ میشه و بسیار هم قوی و قدرتمند ! اما با این حال فقط کافیه که یکی یه طناب معمولی رو دور پای فیل گره بزنه و اونو به یه نهال کوچیک ببنده! فیلم هیچ تلاشی برای آزاد کردن خودش نمیکنه و به همون نهال بسته میمونه ….!

درست مثل فیل ها ، پاهای ما هم اغلب اسیر بند های نازک و شکننده ایند …اما از اونجا که در کودکیمون ، به قدرت تنه درخت عادت کردیم ، شهامت مبارزه نداریم ، بدون اینکه حتی بفهمیم

تنها یک عمل جراتمندانه ی ساده برای دست یافتن ما به آزادی کافی است! 

پائولوکوئیلو

 

جالب است ، نه ؟!

اما جالب تر از آن این است که بدانید این داستان ، صرفا یک داستان کوتاه استعاری نیست. نمی خواهیم  مثل هزاران مطلب انگیزشی دیگر ، به زور ذهنتان را تبدیل به یک زندان کنیم و کلید باغ و بستان خیالیمان را به شما بفروشیم ! بلکه هر آنچه را که علم ثابت کرده در اختیارتان قرار میدهیم ، تا واقعیت را ببینید و هوشیارانه مسیرتان را انتخاب کنید.

این مسئله درباره نگه داری از فیل های سیرک در کشور های جنوب شرقی آسیا واقعا انجام می شود . خوب است بدانید که به “طناب باورهای” فیل داستان آقای کوئیلو ، در علم روانشناسی ” درماندگی آموخته شده می گویند” ! بگذارید کمی بیشتر از این اصطلاح برایتان بگوییم.

زمانی که ادامه این مطالب را بخوانید متوجه می شوید،محدودیت ذهنی تنها مربوط به بشر نیست.تقریبا تمام موجودات دارای مکانیزمی هوشمندانه هستند که آنها را محدود نگه می دارد.رازی که مارتین سلیگن در یک آزمایشگاه روانشناسی از آن پرده برداشت.شما می توانید قهرمان زندگی خود باشید اگر که این راز را بدانید و از شر محدودیت های ذهنی خود خلاص شوید.بی دلیل نیست تنها کمتر از ۲% انسان های روی زمین افرادی موفق و ثروتمندند.چون این راز را می دانند،طبیعت و کائنات اجازه نخواهند داد هر انسانی تبدیل به یک قهرمان شود.

این محتوا قفل و محدود شده است لطفا عضو شوید

0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+